برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
خیلی خب حال اومدم, و با کلی حرف
این روزها من و همسرجان حسابی درگیر کار، زندگی شخصی و ... هستیم. هم جسمی هم فکری یعنی خداروشکر داره پیش میره شاید یه جاهایی سخته اما بازم از پسش براومدیم آرامش مقداری بهمون رو کرده و اما باز مثل سابق همچنان در تلاش و تکاپو هستیم
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
نمیدونم چرا مشکلات تمومی ندارن اگر جایی رنگ خوشی میاد سراغت اما طوفان ها و بادها باز میان سراغ آدم...
الان انقدر گیج شدم و هنگ کردم که نمیدونم چه کنم. میگفتن خدا هیچ کسی رو به چه کنم چه کنم گرفتار نکنه الان خودم میگم، شک کردم به اینکه دلسوزی بیش از حد دارم اینکه دیگران وقتی انقدر بهشون محبت میکنی و حالا قدردان که نیستن که هیچ تازه ازت طلبکارن تازه درصدد ناراحت کردنت بر میان. خدایا خودت صبر بده خودت کمکمون کن، بتونم تصمیمات درست بگیرم آروم باشم و ...
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
بعد از کلی کار و استرس من و همسری 4شنبه راه افتادیم به سمت شمال خودمون برای ساختن خونه و کمک به مادرجانم. راه ترافیک داشت و بالاخره رسیدیم و از فردا همش کار داشتیم و کار و در عین حال فامیل های دوست داشتنی مون رو هم دیدیدم و غذاهای خوشمزه و آب و هوای خوب گیلان رو هم نگم دیگه...
در راه برگشت هم ترافیک بود کمی خسته ی کار شدیم البته همسرجانم بیشتر اما خوش گذشت.
خدا رو شکر
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
این روزها نزدیک میشیم به یکی از بهترین روزهای زندگی من و حتمی همسرجان، روزی که انگاری من دوباره متولد شدم و زندگی رو از نو شروع کردم.
روزی که
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
و چه حس زیباییست آرامش
در عین بودن
در حین زیستن
بین تنگناهای زندگی
در کنار تو ...
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی
برچسب:
نویسنده: سام ایمانی